عطر خدا
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند 
قالب وبلاگ

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1. همسرت را عوض نکن، خودت را عوض کن.

2.
همیشه درون خود را بازبینی کن و در این بازنگری‌ها منصف باش.

3.
کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچگاه نسخه‌های درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن.

4.
هم به خوبی‌هایش فکر کن هم به بدی‌هایش و هنگام بحث هر دو را مد نظر داشته باش.

5.
خود روانپزشک خویشتن باش، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.

6.
کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو، عمل کن (عمل شما سکوت و آرامش در چهره ی شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند.

7.
عیب‌های همسرت را دوست داشته باش.

8.
مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.

9.
مسائل کوچک را نادیده بگیر.

10.
مقایسه نکن. هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.

11.
سعی کن اختلاف سلیقه‌هایتان به نزاع نیانجامد. این را بدان که تفاوت‌ها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکاف‌ها را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید.

12.
وقت آزاد خود را تنظیم کنید. این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل‌ می‌شوید.

13.
سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی. چرا که خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتار‌هایی را نهادینه میکند. با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید.

14.
عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.

15.
قرار‌های دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامه‌های عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او در یک جای خاطره انگیز قرار بگذارید.

16.
با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن.

17.
با عشق همسرت را رام خود کن.

18.
جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد.

19.
بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست و این را بدان که او قدر این کار را خواهد دانست.

[ جمعه ۱۳٩٠/٢/٢۳ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ شیرین کریمی ] [ نظرات () ]

خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست

زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط یک چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما، از خانه بدن، با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
و با بی پروایی از آن درگذریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند است
و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

آیا "زندگی" را "زندگی کرده ای"؟!

[ جمعه ۱۳٩٠/٢/٢۳ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ شیرین کریمی ] [ نظرات () ]
کیم اونگ یونگ : باهوش ترین فرد دنیا
 
http://4.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuySlGZDHI/AAAAAAAADEE/jA7xwdHi6tM/Kim-Ung-Yong.jpg

این فوق نابغه کره ای در سال 1962 به دنیا آمد و در حال حاضر باهوش ترین فرد دنیا محسوب می شود. او در چهار سالگی می توانست زبانهای ژاپنی، کره ای، آلمانی و انگلیسی را بخواند. در پنج سالگی سخت ترین مسئله های دیفرانسیل و انتگرال را حل میکرد و بهره هوشی بسیار بالا یعنی بالای 210 داشت. کیم از 3 تا 6 سالگی دانشجوی افتخاری دانشگاه هانگ یانگ بود و در 7 سالگی به ناسا دعوت شد. او در پانزده سالگی دکترای خود را گرفت.
 

گریگوری اسمیت : کاندیدای صلح نوبل در 12 سالگی
 
http://3.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuyEvPO2VI/AAAAAAAADEA/frkluQ_wWWo/Gregory-Smith.jpg

گریگوری اسمیت در سال 1990 به دنیا آمد. در دو سالگی می توانست بخواند و در ده سالگی وارد دانشگاه شد. ولی نبوغ تحصیلی، تنها نیمی از داستان گریگوری اسمیت است. او عاشق صلح می باشد و از سنین کم به عنوان حامی و یکی از فعالان حقوق کودک و صلح جهانی به کشورهای مختلف دنیا سفر کرده است. او موسس سازمان بین المللی دفاع جوانان است که اصول صلح را به کودکان و جوانان سراسر دنیا آموزش می دهد. او با بیل کلینتون و میخائیل گورباچوف مذاکره داشته و در مقابل سازمان ملل سخنرانی کرده است. گریگوری در 12 سالگی کاندیدای اخذ جایزه صلح نوبل شد.

آکریت جاسوال : جراح هفت ساله
 
http://2.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuyD6jOwLI/AAAAAAAADD0/-tf9PhIL4oQ/akrit-jaswal.jpg

آکریت جاسوال یک نوجوان هندی است که باهوش ترین فرد هندی به شمار می رود. او در سال 2000 و در هفت سالگی اولین موفقیت پزشکی خود را به دست آورد. بیمار او دختری هشت ساله بود که پول کافی برای رفتن به بیمارستان نداشت. دست این دختر به حدی سوخته بود که جمع شده و به شکل مشت درآمده بود. آکریت هیچ تجربه ای در جراحی نداشت، ولی این دختر را عمل کرد و او دیگر می توانست انگشتان خود را باز و بسته کند. آکریت به مطالعات پزشکی خود ادامه داد و در دوازده سالگی دارویی برای درمان سرطان ساخت. او هم اکنون کوچکترین دانشجوی دانشکده پزشکی هند است.

کلئوپاترا استراتان : خواننده 3 ساله ای که برای هر آهنگ 1550 دلار می گیرد
http://3.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuyENbeo8I/AAAAAAAADD4/MAzxjHkvjkE/Cleopatra-Stratan.jpg

کلئوپاترا در 6 اکتبر 2002 در مولداوی به دنیا آمد و دختر خواننده مولداوی-رومانیایی، پاول استراتان هست. او جوان ترین شخصی هست که به عنوان یک خواننده به موفقیت تجاری دست پیدا کرده. توسط آلبومش به نام "در 3 سالگی" که در 2006 به بازار آمد. او رکورددار رکوردهای زیادیست. ازجمله : اجرای زنده برای 2 ساعت جلوی مخاطبین زیاد، بیشترین دستمزد برای جوان ترین هنرمند، جوان ترین خواننده ای که موفق به کسب جایزه MTV شده و جوان ترین خواننده ای که در کشوری ( رومانی ) در رتبه یک قرار گرفته. 
 
آلیتا آندره : نقاشی که در دو سالگی نقاشی هایش را در یک گالری مشهور نمایش داد
 
http://1.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuyDgdU0fI/AAAAAAAADDw/8JyUaxPvVQc/Aelita-Andre.jpg
آلیتا سه ساله است ولی نقاشی را پیش از این آغاز نموده است. وقتی «مارک جمیسون» رئیس گالری نقاشی ملبورن استرالیا نقاشی های این هنرمند را دید آنقدر از آن خوشش آمد که تصمیم گرفت آنها را در یک نمایشگاه به نمایش بگذارد. این نمایشگاه با استقبال گرم تماشاچیان مواجه شد و همه می خواستند خالق آن آثار را ببینند. در آن زمان بود که جمیسون تازه متوجه شد نقاش اصلی آن تابلوها دختر 22 ماهه هنرمند یعنی «آلیتا آندره» است.

آرون کریپکه : در دوران دبیرستان استاد هاروارد شد
 
http://1.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuySyH1iTI/AAAAAAAADEI/UC-Kcud_mjg/Saul-Aaron-Kripke.jpg
سائول در سال 1940 در نیویورک به دنیا آمد. او یک نابغه به تمام معنا بود. در چهار سالگی جبر را کشف کرد و در پایان دوره ابتدایی هندسه، حساب و فلسفه را به پایان رساند. در نوجوانی یک سری مقاله نوشت که معلوم شد همه اصول منطق کیفی هستند. در همان زمان از سوی دانشگاه هاروارد نامه ای به او رسید که از وی دعوت می کرد برای تدریس به آن دانشگاه برود. او می گوید : «مادرم گفت باید اول دبیرستان را تمام کنم و بعد به دانشگاه بروم» بعد از دبیرستان، سائول استاد هاروارد شد و اکنون بزرگترین فیلسوف زنده دنیا می باشد.

مایکل کرنی : لیسانسیه ده ساله و میلیونر تلویزیونی


http://1.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQu6gAjTmgI/AAAAAAAADEU/1_tJUAVq2Ug/smichael-kevin-kearney.jpg

مایکل کرنی 24 سال دارد. او در ده سالگی مدرک لیسانس خود را گرفت و در سال 2008 در مسابقه «کی می خواهد میلیونر شود» شرکت کرده و برنده یک میلیون دلار جایزه شد. او رکوردهای جهانی بسیاری دارد که یکی از آنها تدریس در دانشگاه در 17 سالگی است.

در 4 ماهگی اولین کلماتش رو ادا کرد. در 6 ماهگی به پزشک متخصص اطفالش گفت : من گوش چپم عفونت کرده. در 10 ماهگی خواندن را یاد گرفت. در 6 سالگی دبیرستان را تمام کرد. در 10 سالگی در رشته زمین شناسی فارغ التحصیل شد.
فابیانو لوییجی : اعجوبه شطرنج که در 14 سالگی گرند مستر شد
 
http://3.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuyEZfPFxI/AAAAAAAADD8/-y0FBGEOow8/Fabiano-Luigi-Caruana.jpg

فابیانو یک پسر ایتالیایی-آمریکایی 18 ساله هست که در سال 2007 در 14 سالگی در شطرنج به درجه گرند مستری رسید.

ویلی موسکونی : بازیکن حرفه ای بیلیارد در سن 6 سالگی
http://3.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQuyS6-g_HI/AAAAAAAADEM/LVdZIoulvOs/Willie-Mosconi.jpg

ویلیام جوزف موسکونی با لقب Mr. Pocket Billiards از فیلادلفیا بازیکن حرفه ای بیلیارد آمریکا بود. در حالی که پدر ویلی توی سالن خانه شان یک میز بیلیارد داشت اما به ویلی اجازه بازی نمی داد. ویلی هم با سیب زمینی هایی که از آشپزخانه کش می رفت و همین طور با یک دسته جارو کهنه تمرین می کرد. به زودی پدر ویلی فهمید که پسرش استعداد خاصی در بیلیارد داره، برای همین شروع به برگزاری مسابقات رقابتی کرد. به خاطر سن کم و قد کوتاهش مجبور می شد جعبه ای زیر پاهایش قرار دهد تا قدش به میز برسد.

در 1919 بین او و قهرمان بیلیارد جهان، رالف گرین لیف، مسابقه ای برگزار شد. با این که رالف بازی رو برد اما این تازه شروعی جدی برای ویلی بود.

او رکورددار ضربه های نمایشی فوق العاده ای هست. همین طور او کمک زیادی به عمومی شدن ورزش بیلیارد کرد.

الینا اسمیت : مشاور رادیویی 7 ساله
 
http://4.bp.blogspot.com/_nn3r_M0gve8/TQu96mz3IwI/AAAAAAAADEc/2jyG6zdglz8/10-elaina-smith.jpg
ایستگاه رادیویی شهر الینا زمانی به او به عنوان مشاور یا سنگ صبور یک شغل داد که او به رادیو زنگ زد و در پاسخ به زن شنونده ای که از کار بیکار و افسرده شده بود، گفت : «عزیزم فقط باید با دوستانت به ورزش بولینگ بروی و روزی یک لیوان شیر بنوشی.» توصیه الینا آنقدر برای شنوندگان جالب بود که این ایستگاه رادیویی هفته ای یک ساعت او را به عنوان سنگ صبور به استودیو دعوت میکرد. الینا مشاوره های مختلفی به شنوندگان می دهد و مشکلات بسیاری از به هم خوردن نامزدی تا از بین بردن بوی بد عرق را پاسخ می دهد. وقتی یک شنونده برای او نوشت که چطور شوهر پیدا کند؟ الینا پاسخ داد : «به خودت برس ولی زیاد آرایش نکن.» و وقتی شنونده دیگری پرسید چه کار کند تا نامزدش به سوی او بازگردد، گفت : «این مرد ارزش دلشکسته شدن ندارد. زندگی آنقدر کوتاه است که نباید به خاطر یک مرد آن را خراب کرد.»

[ جمعه ۱۳٩٠/٢/٢۳ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ] [ شیرین کریمی ] [ نظرات () ]

زمزمه های دلتنگی

 


عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی‌ام بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی
ها کرده پاک

ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در سا
یۀ مژگان من
ای ز گندم
زارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه
ها پُر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر
، جز درد خوشبختیم نیست

این دلِ تنگِ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟


ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی
انگاشتم
 
درد تاریکی
ست دردِ خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سرنهادن بر سیه
دل سینهها
سینه آلودن به چر
کِ کینهها
در نوازش
، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در
کفِ طرارها
گم
شدن در پهنۀ بازارها

آه ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان
از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت

جوی خشک سینهام را آب، تو
بستر رگ
هام را سیلاب، تو
در جهانی این
چنین سرد و سیاه
با قدم
هایت قدمهایم به‌راه

ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونه
هام از هُرم خواهش سوخته
آه
، ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه‌زارانِ تنم

آه
، ای روشن طلوع بیغروب
آفتاب سرزمین
های جنوب
آه
، آه ای از سحر شادابتر
از بهاران تازه تر
، سیراب تر
عشق دیگر نیست این، این خیرگی‌ست
چلچراغی در سکوت و تیر
گی‌ست
عشق چون در سینه‌ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم
، من نیستم
حیف از آن عمری که با
«من» زیستم
 
ای لبانم بوسه گاه بوسه
ات
خیره چشمانم به راه بوسه
ات
ای تشنج
های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه می
خواهم که بشکافم ز هم
شادی‌ام یک‌دم بیالاید به غم
آه می
خواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای

 
این د
لِ تنگِ من و این دود عود؟
در شبستان
، زخمههای چنگ و رود؟
این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟


ای نگاهت لای
لای سِحر بار
گاهوا
ر کودکان بی‌قرار
ای نفس
هایت نسیم نیمخواب
شُسته از من لرزههای اضطراب
خُفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیاهای من


 ای مرا با شعور شعر آمیخته
 این همه آتش به شعرم ریخته
 چون تب عشقم چنین افروختی
 لاجرم شعرم به آتش سوختی

 

فروغ فرخ‌زاد
از مجموعۀ «تولدی دیگر»

[ دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ شیرین کریمی ] [ نظرات () ]
مامان مهربونم
 
 
 
 
 همیشه تو قلب منی
 
 
 
 
 
دوستت دارم
 
 
 
 
تقدیم با عشق به همه مامانای عزیز
[ دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ شیرین کریمی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

تبادل لینک

فروش بک لینک